دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

161

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

اموال مىشنيدند در قطع رابطه با ارباب و متحد خود لحظه‌اى درنگ نمىكردند . انگيزه اصلى آنان ميل به غارت ، قدرت‌طلبى شديد و تلاش براى ايجاد حاكميت منطقه‌اى بود . فقط فرد موفق مىتوانست روى پيروان خود حساب كند و همين مىتوانست آنان را در رسيدن به اقتدار سياسى يارىرسان باشد . با اين شرايط بود كه هردو اتحاديه وارد صحنه شدند و تحت همين شرايط بود كه موفق از آن درآمدند و در نيمه دوم سده هشتم / چهاردهم توانستند سلسله‌هاى خاص خود را تشكيل دهند : سلسله آق‌قويونلو در ديار بكر با مركزيت آمد در اراضى بين دجله و فرات همراه با اورفا و ماردين در جنوب و بايبورت در شمال ؛ سلسله قراقويونلو در بخش شرقى با مركزيت ارجيش در ساحل شمال شرقى درياچه وان كه از طرف شمال تا ارزروم و از سمت جنوب تا موصل امتداد داشت . مناطق تحت سيطره هردو اتحاديه را از مدتها پيش جمعيت يكجانشين ارمنى ، كردى ، آرامى و عربى - و نه عناصر ايرانى - اشغال كرده بودند . اين اقوام كه بىترديد به وسيله تركمانان تحت استثمار و ستم قرار مىگرفتند ، هرگز از اين مناطق رانده نشدند و يا محو نگشتند . افراد ، خانواده‌ها و حتى گروههاى عظيمى كه قربانى شرايط شده بودند ، خانه‌هاى خود را ترك گفتند و يا با يكى از افراد ايل متجاوز عقد ازدواج بستند . امّا الگوى نژادى دست‌نخورده باقى ماند و گروههايى از آنان تحت سيادت تركمانان - با تأكيد بر مرزوبوم خود - تا به روزگار ما همچنان موجوديت خود را حفظ كرده‌اند . نقش و سهم آنان در تحولات سياسى - با چند مورد استثناء - هيچ بود ؛ گفتنى است كه آنان شاهدان آسيب‌ديدهء وقايعى بودند كه به هيچ وجه نمىتوانستند تأثيرى در اين وقايع داشته باشند . ظهور اين دو اتحاديه ايلى درگيريهاى بىپايان آنان را با همسايگان در پى داشت و افزون بر اين حقد و حسادت و رقابت نيز بين آنان حائل شد : ويرانى ارزروم در سال‌هاى 5 - 733 / 4 - 1332 در نتيجه دشمنى و خصومت بين آنان بود « 1 » . اين نزاعها و درگيريها سياست ائتلاف و اتحاد و گزينش و انتخاب دشمنانشان را معين ساخت ؛ به ديگر سخن ، سرنوشت كامل آنان را رقم زد تا اينكه سرانجام آق‌قويونلو به پيروزى رسيد و حاكميت قراقويونلو از هم پاشيد و نه فقط اراضى متصرفه‌شان بلكه شمارى از تيره‌هاى آنان را ضميمه خويش ساخت و در رده قدرتهاى بزرگ خاور نزديك قرار گرفت . به‌رغم بعضى از ويژگيهايى كه اين دو گروه را از هم متمايز مىساخت ، آنان از نظر نژادى ، سياسى ، تاريخى ، فرهنگى و اقتصادى شبيه هم بودند و لذا بهتر آن است كه تاريخشان توأمان مورد

--> ( 1 ) - ابن بطوطه ، ترجمه گيب ، جلد 2 ، ص 417 .